|
نواب
پس ازنواب
(صفحه 3)
( بررسي رخدادها و
سرگذشت خانواده
, ازروزهاي پس از شهادت شهيدنواب تاكنون
)
|
 |
|
(همسر فاطمه سادات نواب صفوی) |
سيد ابوالحسن در سال 1325 در ميان خانداني روحاني و پرفضليت چشم به
جهان گشود. مادرش بانو «نواب احتشام رضوي» از زنان عارف و متقي عصر خود
بود. هنوز نوجواني بيش نبود، كه برادر بزرگش با همسر شهيد نواب صفوي
ازدواج نمود و اينگونه سيد ابوالحسن از سخنان نيره السادات و برادر با
دلاوريهاي مرد مبارز ايران آشنا گشت و از همان زمان دل در گرو مهر او
نهاد. زمان گذشت و سيد مردي شد به استقامت كوه، دروغ و غيبت در قاموس
او راه نداشت، وي در همين زمان با فاطمه سادات نواب صفوي ازدواج كرد، و
به علت مبارزات سياسي به يكي از روستاهاي دور افتاده سيستان و بلوچستان
تبعيد شد. پس از چند سال به علت بيماري همسرش به مشهد رفت، ولي دوباره
رهسپار يكي از روستاهاي فارس گشت. تا اينكه زمان تبعيد به سرآمد و او
در تهران سكني گزيد. اما روح علم جوي فاطمه اور ا روانه خارج از كشور
ساخت، و توانست در ديار غربت مدرك«مهندسي ماشين آلات صنعتي» را بگيرد.
وي در آن سرزمين به همراه تعدادي ديگر از مردم مومن ايراني انجمن
اسلامي را به راه انداخت و در تمام جلسات به همراه همسرش شركت نمود.
سال1357ه.ش براي سيد ابوالحسن سال عشق و نور بود، او در اين سال به
پاريس رفت، تا همراه مولا ورهبرش (1) به ايران بازگردد. اما به سفارش
امام(ره) با هواپيماي ديگري بعد از رهبر عازم كشور گشت، اما متاسفانه
اين هواپيما توسط گروگان گيران ربوده شد و به پاكستان رفت و سيد يك
هفته بعد از ورود امام به ايران رسيد. زمانيكه قدم بر خاك ايران نهاد،
تصميم گرفت كه كشور عزيزش را آباد نمايد، به همين دليل كار كشاورزي و
دامداري را در مناطق «ابهر، خرم دره، زنجان، سالارجاف» آغاز كرد.
سرانجام «سيد ابوالحسن فاضل رضوي» پس از سالها مبارزه با كفر با دخترش
خداحافظي نمود، و در حاليكه اشكهاي «ام هاني»
را از گونههايش پاك ميكرد از او خواست تا براي هميشه شجاع باشد.
اين آخرين ديدار بود، و پس از آن سيد رهسپار منطقه گيلان غرب شد،
منطقهاي كه در هجوم دشمن داخلي و دشمن خارجي قرار داشت، بار ديگر
خاندان نواب عزيزي را به اسلام تقديم نمود. پيكر سيد در پيكاري تن به
تن با يك مزدور عراقي «در تنگه حاجيان» به علت انفجار نارنجك سوخت تا «ام
هاني» ها شجاعانه قرآن را در ايران عزيز فرياد بزنند و
ستونهاي كفر استعمارگران را ويران سازند. پيكر غرقه به خون سيد در صحن
جد بزرگوارش «ثامن الحجج (ع)» به خاك سپرده شد.
1-
او
در اولين ديدارش با امام (ره) پس از گفتن كلام الله «جاءالحق و زهق
الباطل» از شوق وصال دوست بيهوش گشت.
منبع: مصاحبه محقق با بانو ام هاني فاضل رضوي
|