|
نامه ها و اعلاميه ها
پس از
اعدام انقلابي رزمآرا و دكتر زنگنه فداييان اسلام اعلاميهاي صادر
نمودند:
هو العزيز
(1)
|
خبر
مسرت بخش اثر ترور جهنم آشيان جناب اجل دكتر زنگنه باعث نهايت اشتياق و
خوشبختي گرديد. لذا امضاء كنندگان زير با نهايت بيصبري منتظر ورود
ايشان به جهنم ميباشند. مستدعي است به درك واصل
شدن وي را تلگرافي اطلاع دهيد.
رزم
آرا [و ساكنين جهنم]
1-
اين اعلاميه به عنوان نوشتاري طنز پس از اعدام انقلابي دكتر زنگنه كه
دو روز پس از اعدام انقلابي رزمآرا به دست فداييان اسلام توسط نصر
الله قمي رهسپار عالم اموات گشت از طرف فداييان اسلام صادر گشت.
منبع: اسناد مرکز اسناد انقلاب اسلامي |
نامه
نواب به مصدق از داخل زندان قصر
هوالعزيز
|
تو
اي مصدق كاذب بيش از پيش چهره كريه باطن خود را به دنيا و مسلمانان
نشان دادي. درهاي خدا را به روي مردم بستي و از اجتماع مسلمانان به سر
نيزه جلوگيري كردي و عدهاي از علماي عاليقدر و مسلمانان محترم را
بازداشت نمودي و تمام دعاوي خود را مبني بر آزادي خواهي تكذيب كرده,
كريهترين چهرههاي ظلم و جنايت را نشان دادي و گويا ندانستي كه نجات
مسلمانان بنا بر حفظ مصالح و نواميس اسلام بوده, اجراي احكام مقدس و
تعاليم عاليه اسلام حتمي است و اجازه كوچكترين تجاوزي به نفت ايران به
هيچ بيگانهاي داده نخواهد شد و به جز بركنار شدن يا كوتاه كردن دست
بيگانگان از نفت ايران و خلع يد قطعي چارهاي نخواهي داشت و ادامه اين
حركات و توقيف مسلمان محترم پرونده ظلم و جنايتت را تكميل خواهد كرد.
|
منبع: جمعيت فداييان اسلام
پيام
نواب صفوي به مناسبت حلول سال نو
پيام رهبر گرامي فداييان اسلام به ملت مسلمان ايران
هوالعزيز
|
خداي
مهربان
اشعه
نوراني آفتاب بامداد هزار و سيصد و سي
امين سال هجرت نوراني پيغمبر گرامي
(ص) را بر فكر و روح هستي پيروانش مبارك گرداند.
تو
اي طفل سرگردان بشر بيدار شو, آني در اسرار جهان و خويشتن انديشه كن,
قدمي به سوي مقصود آفرينش نزديك شو, خود را با اشعه نوراني معارف محمد
بن عبدالله (ص) آشنا نما, تا از سرگرداني ابدي نجات قطعي يافته, عمري
مبارك يابي و به سوي هدف نوراني آفرينش خرامان و آسوده سير كني, شما اي
فرزندان اسلام, تو اي سرزمين سبز پيروان آل محمد (ص), بر تو و فرزندان
مسلمان تو با هر يك از شاخههاي نوراني اشعه اين سال نوين هجرت پيامبر
عزيز (ص) تبريكي و سلامي, شما اي فرزندان اسلام و ايران با سرزدن اين
خورشيد نوين افكار پژمرده خود را در برابر اشعه نوراني معارف محمد و آل
محمد (ص) قرار داده, ابرهاي شهوت و ناداني را از آسمان محيط خود
بزداييد ... به روح علم و ايمان زنده و بيدار شويد و دقيقههاي پر قيمت
عمر گرانمايه بر شما مبارك شود.
|
به
ياري خداي توانا
سيد
مجتبي نواب صفوي
منبع:
روزنامه نبرد ملت
نامه رهبر فداييان اسلام به اعضاي گروهش زمانيكه در زندان مصدق به سر
ميبرد.(16/6/1360)
هوالعزيز
|
برادران ديني محترم و فرزندان اسلام و ايران با اينكه در اين روزها
زياده از حد تحت فشارهاي بيجا قرار داشته و عصباني هستيد, معذلك اسائه
ادب به ساحت حضرت آيت الله كاشاني خلاف تكليف بوده و به ضرر اسلام و
ايران ميباشد و لازم است رعايت وظايف اخلاقي خود را جداً بنماييد و از
آنچه موجب سوء استفاده مغرضين بشود, اجتناب نماييد.
|
زندان قصر
به
ياري خداي توانا
سيد
مجتبي نواب صفوي
منبع:
روزنامه ملت
اعلاميه عليه تشكيل مجلس مؤسسان
هوالعزيز
|
مصوبات مجلس مؤسسان در پيشگاه ملت مسلمان ايران رسميت ندارد و ما ناظر
و ديدهبان اقدامات هستيم و از غضب و جنبش غيرتمندان هم سخن گفته و
كارگردانان را از عواقب وخيم تصميمات شايعه برحذر داشتهايم.
|
به
ياري خداي توانا
سيد
مجتبي نواب صفوي
منبع:
فدائيان اسلام تاريخ عملکرد و انديشه
اولين اعلاميه نواب پس از اعدام رزم آرا
هوالعزيز
|
پسر
پهلوي و كارگردانان جنايتكار حكومت غاصب بدانند كه چنانچه تا سه روز
ديگر برادر رشيد ما خليل طهماسبي يا عبدالله موحد رستگار را با كمال
احترام آزاد نكنند, آن به آن خود را به سراشيب جهنم نزديك كردهاند.
برادر پاك و با ايمان ما حضرت خليل طهماسبي كه در ميدان جهاد انفرادي
به وصف عبدالله رستگا ر
از پيشگاه خداي اسلام موصوف گرديد, بزرگترين ذخيره جنايتكاران يا
رزمآرا را به جهنم فرستاد و به نداهاي پياپي و رساي زنده اسلام و الله
اكبر و قيافه نوراني و رشيدي به شهرباني ظلماني سوق داده شد. او به
دستور خداي جهان و به حكم قانون مقدس اسلام خار كثيفي را از شاهراه
اسلام و مسلمين برداشت و بزرگترين شكست را به گردانندگان چرخهاي
سياستهاي شوم بيگانه وارد آورد و هزاران برادران او شيرزادگان بيشه
پيروان آل محمد در زواياي سرزمين پيروان آل محمد (ص) يا ايران در
انتظار رسيدن ساعت انجام وظيفه خود با كمال شتاب دقيقه شماري ميكنند.
اينك اينك اي پسر پهلوي! و اي وكلاي مجلس شورا و سنا و اي وزيران تازه
وارد و اي وزراي باقيمانده پوسيده, شما و همكاران شما بدانيد كه چنانچه
احكام اسلام را طبق كتاب فداييان اسلام مو به مو اجرا ننموده, تأخيري
كنيد, آن به آن خود را به سراشيب جهنم نزديك نموده و به ريشههاي حيات
خويش تيشههاي محكم نواختهايد و اگر كوچكترين جسارتي به ساحت مقدس
برادر رشيد ما حضرت خليل طهماسبي (عبدالله رستگار) نموده و او را تا سه
روز ديگر با كمال احترام و عذرخواهي آزاد ننماييد, به حساب يك يك شما
رسيده به انتقام جنايات سابق و حاضرتان [ميرسيم و] به ياري خداي توانا
دودمانتان را به باد نيستي ميدهيم. |
به
ياري خداي توانا
منبع: كتاب فداييان اسلام, تاريخ, عملكرد, انديشه
دستخطي از شهيد نواب صفوي, اخيراً به دست آمده كه در آن به تغيير
مكان افراد زنداني از اعضاي فداييان اسلام به شدت اعتراض شده است. متن
نامه خواندني و تاريخي مزبور كه سندي نويافته به حساب ميآيد, چنين
است:
شنبه 20 ذي الحجه 1370 هجري قمري
30 شهريور 1330 هجري شمسي
هوالعزيز
ريس
كل زندان
جليلوند
|
تو
اين نوكر بيارادة جنايتكاران! به جنايتكاراني كه برادران مرا
تبعيد كردند بگو كه مرا هم پيش برادرانم ببرند و يا آنها را پيش
من بياورند, فوراً و سريعاً يكي از اين دو كار را انجام دهيد.
اميد است انشاء الله در دنيا به زودي و در آخرت به عذاب اليم
الهي و غضب شديد خداوند قهار گرفتار شويد.
|
انشاء الله تعالي
لعنه
الله عليكم اجمعين
زندان قصر خربه الله
به
ياري خداوند توانا
سيد
مجتبي نواب صفوي
منبع: كتاب فداييان اسلام, تاريخ, عملكرد, انديشه
مسلمانان غيور براي تجديد عظمت اسلام هم عهد شويد
هوالعزيز
مسلمانان غيور براي تجديد عظمت اسلام هم عهد شويد.
|
بيگانگان دنيا پرست از عظمت بينظير مادي و معنوي مسلمين كه در سايه
تعاليم عالي و احكام مقدس اسلام ايجاد شده بود اشك و رنج ميبرند تا در
قرون وسطي نقشه جنگهاي صليبي را طرح نمودند و مسيحيان بيچاره را به جنگ
با مسلمين برانگيخته، شكست خوردند و معتقد شدند تا اشعه درخشان قرآن بر
ممالك اسلامي ميتابد زوال مسلمين محال و شكست دشمنانشان قطعي است و از
اين رو به يك جنگ خائنانه غيرمستقيم و عميق براي ربودن حقايق اسلامي از
ميان ما شروع نموده دريچههاي انواع شهوات و مفاسد فريبنده را به
تفصيلي كه تاريخ گواهي ميدهد كمكم به روي ما باز كرده اصول علم و
ايمان و تقوي و سداد و فضيلت و راستي و غيرت و كار و كوشش و صنعت و
زراعت و وسايل دفاعي ما را متزلزل نموده، جهل و شهوت و پليدي و رذالت و
دروغ و بيحسي و بيكارگي را جايگزين آنها كردند تا جايي كه امروز تمام
ممالك اسلامي و در مملكت اسلامي پيروان آل محمد ايران كه بايد مشعلدار
هدايت دنيا باشد به جز معصيت و نافرماني خدا و شهوتراني و دروغ و
دورويي و سوء ظن و فقر و بيرحمي و جهل و ذلت و بيارادگي و ظلم چيز
ديگري ظهور ندارد و كاخ عظمت مسلمين و شعائر جان بخش الهي و تعاليم
عالي قرآن به كلي واژگون گرديده سرزمين مقدس اسلام همانند قبرستاني شده
كه تمام حقايق و فضايل اسلام در زيرخاك تيره جهل و شهوت مدفون شده، روح
اسلام و انسانيت به كلي مرده حيواناتي در خرابههاي كاخ عالي اسلام
مسكن گزيدهاند و از هر سو نيشها و چنگالهاي حيوانات بزرگ بيگانه در
درون قلب و عروق اجتماع ريشه دوانده دائماً مفاسد بنيان كن و سموم
كشنده خود را از طرق مختلف تزريق نموده اساس دين و هستي و اخلاق ما را
متلاشيتر ميكند.
هان
اي غيرتمندان و اي زندهدلان و اي روحداران و اي افرادي كه هنوز ايمان
صادقي در اعماق قلوبتان در ميان اين ظلمتكده ميدرخشد، به خدا اگر ما
فداكاري نكنيم و در راه تجديد حيات اسلام و مسلمين از راحت و زندگي
نگذريم ناممان در طومار ننگين تاريخ امروز به ننگ ثبت گرديده در پيشگاه
خدا مخذول و سرافكنده بوده از عذاب خدا مصون نخواهيم بود.
انسان حساس و غيور احساس ميكند كه تمام ذرات وجودش در آتش تاسف و غيرت
ميسوزد و شعلهاش قلوب زنده را از فرسنگها راه با حرارت بيان جگر
خراش اين تاريخ سوزان ميسوزاند و از مشاهده اين همه مخالفت شرمآور با
فرمان خدا و اين همه شهوتراني و دروغ و جنايت، دنيا در نظرش تيره شده
هر آني آرزوي هزار مرگ ميكند، بياييد اي پروانگان شمع حقيقت كه هنوز
پر و بال پرواز در آسمان محبت خدا داريد اينكه نسبت به خداي عزيز
جهان بيوفايي ميشود با هم بسوزيم تا از اين سوختن ريشه اين جنايات و
معاصي را بسوزانيم.
شاگردان مكتب حق از خود گذشتهاند و از خود گذشته را
به كمك احتياج
نيست لكن از نظر اتمام حجت و مسئوليتي كه در پيشگاه خدا داريم عموم
مسلمين صادقي را كه احساس درد و مسئوليت ميكنند در تمام طبقات اعم از
كسبه و تجار و روحانيون و دانشجويان و افسران و سربازان و كارگران و
كارمندان وزارتخانهها را به عهد و بيعت و پيمان بر سه بنياد بزرگ زير
دعوت ميكنم و خداي عظيم را بر اين پيمان شاهد ميگيرم و كفي بالله
شهيد.
1-
امر به معروف و نهي از منكر در اجراي احكام اسلام
2-
نجات عموم مسلمين دنيا از ظلم و تجاوز عموم بيگانگان و ستمگران
3-
اتحاد ملل اسلامي بر مبناي معارف نوراني و احكام ضروري اسلام كه از بذل
مال و جان در راه تحقق اين سه مقصود بزرگ كوتاهي نكرده و دست قرآن را
به اين معامله با خدا اجابت نماييد.
ان
الله اشتري من المومنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه
خداي
جهان خريداري نموده، جان و مال مومنين را به بهاي بهشت، اينك اين شما
و اين سعادت و عزت جاويد، هر كه را همتي والاست گوي مردانگي از ميدان
اين نبرد بربايد و ما النصر الا من عندالله
|
تهران
به
ياري خداي توانا
سيد
مجتبي نواب صفوي
منبع: كيهان شماره 3304-1333/3/24
اعلاميه شهيد نواب راجع فعاليتهاي مصدق مورخ 30/6/1330
هوالعزيز
|
مصدق،
شما در برابر يك دنيا نجابت ما، يك خيانت كردي . سرانجام هم بهترين
فرزندان مسلمان اين آب و خاك را تبعيد نمودي. نفرين بر تو و طرفداران
تو. شش ماه است كه زمام ملت مسلمان ايران در اثر فداكاريهاي سرسخت
مسلمان به دست تو افتاده، ببين چه جنايتي در تاريخ جنايتكاران سفاك
دنيا بود، كه نسبت به مسلمانان نكردي؟
|
سيد
مجتبي نواب صفوي-به ياري خداي توانا
منبع: کتاب
جمعيت فدائيان اسلام
اعلاميه پس از اعلام انقلابي هژير
هوالعزيز
|
خداي منتعم به دست فرزندان رشيد اسلام درعصر ظلمت و تباهيها و در
روزگار فساد و تباهيها براي دفاع از جان و مال و ناموس مسلمين
انتقال مي گيرد، هژير به فرمان خدا به خاطر تجاوز به حقوق ملت
مسلمان ايران محكوم به مرگ گرديد و حكم آن به دست فرزند رشيد
اسلام حضرت سيد حسين امامي اجرا شد و خائنين بايد بدانند، ما
زنده ايم و بيدار و بر جزئيات امور خائنين نظارت كامل داريم.
آنها بايد توبه كنند و از پيشگاه ملت مسلمان ايران عذرخواهي
نمايند. چنانكه خيانت به علت و جباريت درباره فرزندان اسلام
ادامه يابد، بقيه خائينين نيز تنبيه مي شوند، انتخابات بايد لغو
و تجديد شود و مردم آزادانه آراء خود را به صندوق بريزند و
صندوقها نبايد تعويض شود و شب بازيهاي گذشته نبايد تكرار گردد.
در صورت تكرار سرنوشت همه خائنين يكسان است.
|
نواب
صفوي
منبع: کتاب
جمعيت فدائيان اسلام
اعلاميه اي در چهلم سيد حسين امامي
هوالعزيز
|
ه امامي
در بستر شهادت آرميد. بر اين سعادتش هزاران غبطه در چهلمين روز عزيز
ترين و شجاعترين فرزند فلق مسلمان ما، عمال بيگانه بدانند، شهادت اين
عزيز همه ما فرزندان اسلام را براي شهادت بي تاب كرده و ما هر لحظه
منتظريم تا به فرمان خداي منتعم بساط خائنين را در هم بريزيم. مرگ اين
فرزند بزرگ اسلام، آغاز همبستگي خلق ما در راه جهاد مقدسي است كه از
حقوقهاي پاك اماميها جوانه مي زند. دشمن با فروش مملكت به اجنبي و به
زندان افكندن احكام قرآن و تعطيل قانون اساسي و زجر و شكنجه
آزاد مردان، مي خواهد دوباره ملت ما را به اسارت بكشد، اما مردم شريف
ايران با اين قرباني و قربانيهاي ديگر در آينده نزديك بساط ظلم و ستم و
جور و خيانت را جمع خواهند نمود و شاه بايد بداند كه خيانت او به ملت
ايران مسلم و امضاي او به پاي ورقه شهادت امامي پرونده ديگري است، كه
بر جنايت او افزوده ميشود و فرزندان رشيد اسلام تا روزي كه انتقام اين
عزيز را نگيرند و احكام قرآ« را موبهمو اجرا ننمايند، از پاي نخواهند
نشست . درود همه خلقتهاي مسلمان به روان پاك تو اي عزيز اسلام كه
مردانه زندگي كردي و مردانه جنگيدي و مردانه شهيد شدي، بر شهادتت
هزاران غبطه.
|
سيد
مجتبی نواب صفوي
منبع: کتاب
جمعيت فدائيان اسلام
نامه نواب صفوي به خليل طهماسبي زمانيكه خليل در زندان بود
هوالعزيز
|
برادر
عزيزم، خليل الله وظاليف ديني خود را فراموش ننوده، ما هم به تكليف خود
به ياري خدا عمل مي كنيم. شهوات دنيا پرستان براي استفادههاي سياسي
شوم[به] جوش آمده، فلذا اجراي احكام اسلام را طبق كتاب به خاطر داشته
باشيد، و وكيل براي خود قبول نكنيد و حاضر به اين حرفها نشويد. زيرا
اين كار مؤثر دانستن غير خدا و شرك است. شما به خدا نزديكتر شده ايد،
مواظب باشيد، دور نشويد. |
برادر شما- سيد مجتبي نواب صفوي
منبع: کتاب
جمعيت فدائيان اسلام
مصاحبه

هوالعزيز
|
رهبر
فدائيان اسلام با كلمات شمرده و قيافه جدي ميگفت:«هيچ قدرتي
نخواهد توانست جلو مجاهدت مرا بگيرد آقاي نواب صفوي پس از خروج
از زندان به منزل آقاي صرافان كه يكي از دوستان ايشان و از افراد
فدائيان اسلام است ميرود و از صبح همانروز دسته دسته ازمردم و
طبقات مختلف براي ديدن آقاي نواب صفوي ميآمدند»
«سركوچه پارچه بزرگ سبزي به شكل بيرق نصب شده و روي آن نوشته شده
است :« هوالعزيز، مقدم بنيانگذار نهضت عظيم اسلامي شرق نابغه
عظيمالشأن
و جوان حضرت سيد مجتبي نواب صفوي رهبر عاليقدر فدائيان
اسلام بر عموم غيرتمندان مبارك».
جلوي درب منزل دو نفر يكي در طرف راست و ديگري در طرف چپ
ايستاده، بودند اين دو نفر هركدام پالتوي سورمهاي رنگ بر تن و
كلاه پوستي متحدالشكلي برسر داشتند، به بازوي راست هريك نيز
بازوبند سبزرنگي بود كه بر روي آن نوشته شده بود (گارد انتظامات
فدائيان اسلام) داخل منزل روي حياط چادر بزرگي كشيده شده بود و
كف حياط و ايوان تماماً فرش شده بود، يك لامپ بزرگ هزار شمعي در
وسط روشن بود و اطراف ديوار نيز تماماً از قالي و قاليچه پوشيده
شده بود و با چراغهاي رنگارنگي چراغاني گرديده بود، روي ايوان
رو به طرف قبله پرچم بزرگ سبزرنگ فدائيان اسلام جلب نظرميكرد كه
روي آن به فارسي و عربي جمله
«اسلام برتر از همهچيز و هيچچيز
برتر از اسلام نيست» نوشته شده بود، در چند جاي ديگر نيز بيرقهاي
رنگارنگ آويزان بود كه بر روي هركدام شعارهاي (فدائيان اسلام)
هوالعزيز يا حسين مظلوم ديده ميشد. آن طرف حياط در بالا يك قاب
عكس بزرگ بود كه در آن عكس بزرگي از آقاي نواب صفوي و مرحوم
امامي كه در كنار هم ايستادهاند قرار داشت، آقاي نواب صفوي روي
ايوان زير پرچم بزرگ فدائيان اسلام نشسته و عده زيادي از
طرفداران و دوستانشان نيز در حياط و ايوان نشسته بودند. از صبح
زود مردم دسته دسته براي ملاقات ايشان ميآمدند، آقاي نواب صفوي
براي هركس كه ميآمد با تواضع از جا بلند ميشد و پس از سلام
عليك به طرز مخصوص فدائيان اسلام مصافحه مينمودند و بعد پيشاني
يكديگر را ميبوسيدند. عده زيادي از مأمورين نيروي انتظامي
فدائيان اسلام با همان لباس و كلاه و بازوبند متحدالشكل در دو
طرف ايوان و مدخل درها و چهارگوشه حياط ايستاده بودند، آقاي نواب
صفوي با همه احوالپرسي ميكرد و تعجبآور اينكه اسامي همه را نيز
به نام ميگفت هركس هم ميخواست برود پس از خداحافظي آقاي نواب
چند بار به او ميگفت به اسلام وفادار باشيد، فرزند غيور و
وفادار اسلام باشيد».
ضمن كسانيكه براي ديدن آقاي نواب صفوي آمده بودند عده زيادي هم
جوانان خردسال بودند، اينها جلوي آقاي نواب صفوي نشسته و ايشان
را تماشا ميكردند».
آقاي نواب وقتي كه متوجه آنها شد آنها را مخاطب ساخته و
گفت:«شماها فرزندان رشيد آينده اسلام هستيد و نور اسلام از قيافه
شما هويداست سعي كنيد در راه اسلام مجاهد باشيد. بر عدهايكه
براي ديدن آقاي نواب صفوي ميآمدند هر لحظه افزوده ميشد به
طوريكه خبرنگارانيكه ميخواستند با ايشان مصابحه كنند موفق
نميشدند، يك دقيقه ايشان را تنها گير بياورند ناچار در ميان
جمعيت كنار ايشان نشسته و سؤالات خود را ميپرسيدند، آقاي نواب
هم ضمن صحبت با ديگران به سوالات خبرنگاران جواب ميدادند. من
نيز مصاحبهاي با ايشان به عمل آوردم كه اكنون از نظر شما
ميگذرد.
س- آيا با آزادي شما جلسات شبانه فدائيان اسلام مجدد تشكيل خواهد
شد و ممكن است بگوئيد در اين جلسات برنامه شما چيست؟
ج-اين جلسات تا به حال هم تعطيل نبوده و مرتباً تشكيل ميشده است
و برنامهها هم طبق اصول عميق امر به معروف و نهي از منكر
ميباشد، ما در اين جلسات برادران ديني را به امور ديني واقف
ساخته و طبق دستور اسلام آنها را تربيت ميكنيم و تربيت عمومي
اسلام طوري است كه تعطيل بردار نيست و هر مسلماني در درون خانه و
خانواده و فاميل خود مسئول تربيت افراد آنها طبق اصول اخلاقي
اسلام ميباشد و چنانچه جلسات عريض و طويلي و عمومي و گاهي تعطيل
باشد جلسات نوراني ديني خانوادگي درميان خانوادهها براي هميشه
به ياري خداوند توانا برپا بوده و وظائف ديني تكميل روحيات و
اخلاقيات خويش ميپردازند.
س- گارد متحدالشكلي كه با كلاههاي پوستي ديده ميشوند آيا فقط
انتظامات را به عهده دارند و يا وظائف ديگري خواهند داشت و تعداد
آنها چند نفر است آيا به تعدادشان افزوده خواهند شد».
ج- برادران ما انتظامات اخلاقي را قبل از انتظامات ظاهري حفظ
ميكنند و پايه انحطاط اجتماع عدم نظم اخلاقي اجتماع است و اين
خود وظيفه بزرگي است و وظيفه ديگري ندارند و از لحاظ عده هميشه
به اندازه احتياج كم و زياد ميشوند.
س- آيا به عقيده شما ترور عدهاي براي پيشرفت قوانين اسلامي لامز
است؟
ج-كلمه ترور اصولاً در جائي استعمال ميشود كه مناسب با جهاد و
فداركاري فردي و اجتماعي نيست و فداكاري هاي اجتماعي و فردي
فرزندان اسلام كه بيمحابا در راه خدا علناً جان بازي ميكنند
جهاد دفاعي است و انشاالله از اين پس در راه اجراي احكام مقدس و
تعاليم نوراني اسلام خاري نخواهد بود كه نيازي به ترور به قول
شما پيدا شود.
س-آيا از بازماندگان مرحوم امامي كسي بدون سرپرست باقي مانده و
در صورتيكه باقيمانده است فدائيان اسلام از او تكفل ميكنند؟
ج-بازماندگان امامي شهيد معظم ما خود جوانان شيرصفتي هستند كه
بنا به تربيت مكتب مقدس اسلام به بازوي تواناي خويش كار ميكنند
و به بينوايان اسلام هم كمك ميكنند و در اين صورت جائي براي اين
سخن باقي نمي ماند.
س- براي اجراي قوانين اسلامي چه راهي آسانتر و كوتاهتر به نظر
شما ميرسد؟
ج-تربيت اجتماع و نشان دادن مناظر زيباي اسلام حقيقي و اجتماع
صحيح اسلامي به ديدههاي عقل و بشر تا مطلوب حقيقي و فطري خويش
را در ميان افراد آن بيابد و عاشقانه به سوي آن حركت كند.»
س-چگونه ميتوان اخلافات مذهبي مسلمين جهان را رفع كرد؟
ج-درباره اتحاد ملل و حكومتهاي اسلامي جهاني و رفع اختلافات
مذهبي در چند سال پيش ضابطهاي به وسيله سفير كبير سوريه به
سفراء ممالك اسلامي دادم كه به حكومتهاي اسلامي خود ابلاغ
نمايند و مهياي اجراي حقيقت اتحاد ملل اسلامي بشوند و بشويم،
متأسفانه موانعي كه از ناحيه جهل و جاهلين در پيش پاي من ايجاد
شده مانع تسريع در انجام وظيفه بزرگ گرديد و آن ضابط به عقيده من
صحيحترين برنامه اين عمل مقدس بوده و هست كه به طور مختصر با
آن اشاره ميكنم.
ضروريات احكام اسلام كه شامل نود درصد از احكام و قواينن مقدس
اسلام است مورد اختلاف بين هيچيك از فراق و مذاهب اسلامي
نميباشد و مسلمانان دنيا كه در اصول ديانت و دو اصل بزرگ
لاالهالاالله و محمدرسولالله با هم متفقند در زيان و سود
يكديگر شريك قطعي هستند و بايستي در اجراي آن ضروريات و دفع
دشمنان بيگانه اسلام و مسلمين با هم متحد گردند و با تمركز قواي
متحد خود از اين دو اصل بزرگ خويش دفاع نموده، مفاسد اجتماعي و
اخلاقي را كه حرمت و زيانش متفق عليه است از صفحات ممالك اسلامي
بزدايند و احكام ضروري حياتبخش بياختلاف اسلام را اجرا و اوضاع
اقتصادي خود را اصلاح نمايند و استقلال قطعي خويش را به دست
آوردند و حفظ كنند.
آنگاه درون اين خانه بزرگ لاالهالاالله و محمدرسولالله هركس
در محيط مذهبي خود با انجام فرائض خاص مذهبي خويش نيز بپردازند و
پوشيده نماند كه تا منظور از اتحاد ملل اسلامي اجراي برنامه
حياتبخش پيغمبر اكرم نباشد و اتحاد مبني براساس علمي و عملي
اسلام نباشد صورت حقيقي و مصداقي جز در ذهن وخيال پيدا نخواهد
كرد و آثار حيات عملي و علمي اسلام هم از آن به روز نخواهد نمود
و آنها كه گمان كردهاند به عنوان اتحاد ملل و مذاهب اسلامي راهي
غير از اين ميتوان يافت غالبا اشتباه كردهاند و از كم و زياد
كردن آداب و عقايد مختلف اسلام هم تنها يك مذهب تازهاي بر مذاهب
مختلف افزودهاند و اهل هيچ مذهبي هم حاضر نيست دست از مذهب خود
برداشته به آن مذهب تازه بگرايد و انشاالله به زودي با تابيدن
اشعه مقدس معارف بلند اسلام به قلوب فرزندان اسلام و ايران وزنده
شدن ايمان در دلهاي اجتماع برنامه مذكور را به ياري خداوند و
اتحاد صحيح و حقيقي مبتني بر اساس علمي و عملي اسلام با عشق به
خدا و به ياري خدا در ميان ملل معظم اسلامي ايجاد خواهيم كرد.
انشاالله.
در اين موقع چون يك اتوبوس از طرفداران فدائيان اسلام از قم براي
ملاقات آقاي نواب آمده بود از ايشان خداحافظي كرده بيرون آمدم.
آري بدين ترتيب و با داشتن يك چنين روح بلندي و طرز تفكري
دورانديش و جهانبيناما غريب و زنداني بهترين فرصتهائي را كه در
تاريخ بعد از دوران انقلاب مشروطيت تا بعد از پايان جنگ جهاني
دوم براي ملت مسلمان ايران دست داده بود رفته رفته سپري ميشد و
از دست ميرفت. |
منبع: کتاب
جمعيت فدائيان اسلام
نامه
به دکتر مصدق
هوالعزيز
|
اي دکتر
مصدق نخستوزير
پس از سلام
شما و مملکت در سختترين سراشيب سقوط قرار گرفتهايد چنانچه
احساس کرده و معتقد شده باشيد که نجاتبخش شما و مملکت اجرای
برنامه مقدس پيامبر اکرم (ص) است، و پس از اتمام جريانات کذشته
آماده اجرای احکام مقدس اسلام باشيد، قول ميدهم که شما و مملکت
را به ياري خداوند توانا و به برکت اجرای
احکام و تعاليم عاليه
اسلام از بدبختي و سقوط و فساد حفظ نموده به منتهاي عزت و
سعادت معنوي و اقتصادي برسانم. |
تهران
به ياري خداوند توانا سيد مجتبي نواب صفوي
منبع: کتاب
جمعيت فدائيان اسلام
اعلاميه
نواب صفوي در مخالفت با ظلم و جنايت و مداخله خارجيان در امور كشور در
1333
|
مسلمانان غيور براي تجديد
عظمت اسلام هم عهد شويد. بيگانگان دنياپرست از عظمت بينظير
مادي و معنوي مسلمين كه در سايه تعاليم عالي و احكام مقدس اسلامي
ايجاد شده بود، رشك و رنج ميبردند تا در قرون وسطي نقشه جنگهاي
صليبي را طرح نمودند، و مسيحيان بيچاره را به جنگ با مسلمين
برانگيخته، شكست خوردند و معتقد شدند تا اشعه درخشان قرآن بر
ممالك اسلامي ميتابد، زوال مسلمين محال و شكست دشمنانشان قطعي
است و از اين رو به يك جنگ خائنانه غيرمستقيم و عميق براي ربودن
حقايق اسلامي از ميان ما شروع نموده، دريچههاي انواع شهوات و
مفاسد فريبنده را به تفصيل كه تاريخ گواهي ميدهد كمكم بر روي
ما باز كرده، اصول علم و ايمان و تقوي و سداد و فضيلت و راستي و
غيرت و كار و كوشش و صنعت و زراعت و وسايل دفاعي ما را متزلزل
نموده، جهل و شهوتراني و دروغ و دورويي و سوءظن و فقر و بيرحمي
و جهل و ذلت و بيارادگي در ظلم چيز ديگري ظهور ندارد و كاخ عظمت
مسلمين و شعائر جانبخش الهي و تعاليم عالي قرآني به كلي واژگون
گرديده، سرزمين مقدس اسلام همانند قبرستاني شده كه تمام حقايق و
فضايل اسلام در زير خاك تيره جهل و شهوت مدفون شده، روح اسلام و
انسانيت به كلي مرده، حيوانات در خرابههاي كاخ عالي اسلام مسكن
گزيدهاند و از هر سو نيشها و چنگالهاي حيوانات بزرگ
بيگانه
در درون قلب و عروق اجتماعي ريشه دوانيده، دائماً مفاسد بنيانكن
و مسمومكشنده خود را از طرق مختلف تزريق نموده، اساس دين و
هستي و اخلاق ما را متلاشيتر ميكند.
هاي اي غيرتمندان و اي زندهدلان و اي روحداران و اي افرادي كه
هنوز ايمان صادقي در اعمال قلوبتان در ميان اين ظلمتكده مي درخشد،
به خدا اگر ما فداكاري نكنيم و در راه تجديد حيات اسلام و مسلمين
از راحتي و زندگي نگذريم، ناممان در طومار ننگين تاريخ امروز ثبت
گرديده، در پيشگاه خدا مخذول و سرافكنده بوده، از عذاب خدا
مصون نخواهيم بود.
انسان حساس و غيور احساس ميكند كه تمام ذرات وجودش در آتش تأسف
و غيرت ميسوزد و شعلهاش قلوب زنده را از فرسنگها راه با حرارت
بيان جگر خراش اين تاريخ سوزان ميسوزاند و از مشاهده اين همه
مخالفت شرمآور با فرمان خدا و اين همه شهوتراني و دروغ و جنايت
دنيا در نظرش تيره شده، هر آني آرزوي هزار مرگ ميكند، بياييد
اي پروانگان شمع حقيقت كه هنوز بال پرواز در آسمان محبت خدا دارد
اينك كه نسبت به خداي عزيز جهان بيوفايي ميشود، با هم بسوزيم
تا از سوختن،ريشه اين جنايات و معاصي را بسوزانيم.
شاگردان مكتب حق از خود گذشتهاند و از خودگذشته را به كمك
احتياج نيست لكن از نظر اتمام حجت و مسئوليتي كه در پيشگاه خدا
داريم، عموم مسلمين صادقي را كه احساس درد و مسئوليتي ميكنند
در تمام طبقات اعم از كسبه و تجار و روحانيون و دانشجويان و
افسران و سربازان و كارگران وكارمندان وزارتخانهها را به عهد و
بيعت و پيمان بر سه بنياد بزرگ زير دعوت ميكنم و خدا عظيم را
براي پيمان شاهد ميگيرم و كفي بالله شهيداً.
1- امر به معروف و نهي از منكر و سعي در اجراي احكام اسلام.
2- نجات مسلمين دنيا از ظلم و تجاوز عموم بيگانگان و ستمگران.
3- اتحاد ملل اسلامي بر مبناي معارف نوراني و احكام ضروري اسلام
كه از بذل مال و جان در راه تحقق سه مقصود بزرگ كوتاهي نكرده،
دعوت قرآن را به اين معامله با خدا اجابت نمايند.
انالله اشتري منالمؤمنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه
خداي جهان خريداري نموده جان و مال مؤمنين را به بهاي بهشت اينك
اين شما و اين سعادت و عزت جاويد. هركه را همتي والاست، مردانگي
از ميدان اين نبرد بربايد.
وماالنصرالامن عندالله. |
تهران به ياري
خداوند توانا- سيد مجتبي نواب صفوي
منبع: کتاب
جمعيت فدائيان اسلام
اعلاميه
و موضع گيری نواب صفوی
پنج روز پس از کودتای 28 مرداد در برابر دولت
زاهدی
|
هوالعزيز
شاه و نخستوزير و هيئت حاكمه تا در برابر حقائق قرآن
عملاً تسليم نگرديده احكام حياتبخش اسلام را اجرا نكنند، قانوني
نبوده رسميت ندارند.
فرمان خدا بالاتر از هر فرماني بوده اطلاعتش
واجبتر از اطاعت هر كسي است و هركس عملاً با احكام خدا مخالفت
كند اطاعت او حرام و مخالفتش واجب است. من به همين دليل با دولت
مصدق به شدت مخالف بوده و او در تمام حكومتش از ترس من و
برادرانم در گوشه خانهاش متحصن بود و هر واسطهاي براي سازش
با من ميفرستاد چون حاضر نبود كه تسليم احكام خدا شود مأيوس
ميشد، بزرگترين جنايت مصدق تقويت عمال شوروي در ايران بود و
تنها روح ايمان و علاقه خللناپذير مردم اين سرزمين و افسران و
سربازان پاكزاد و مسلمانان ما به ناموس و ديانت بود كه به ياري
خدا و اعمال رذل بيگانه را شكست داده و خواهد داد و به خداي محمد
(ص) قسم كه اگر دو روز ديگر حكومت مصدق باقيمانده و
رجالهبازيهاي بيگانهپرستان ادامه پيدا ميكرد عقدههاي دروني
مردم مسلمان ايران به هزاران برابر شديدتر از آن طور كه شد منفجر
گرديده رگهاي بدن فرد عمال كوچك و بزرگ شوروي رذل را به دست و
دندان خشمناكشان بيرون كشيده بنياد هستي يكيك آنها را بدون
استثنا در شعلههاي سوزان غيرت خويش ميسوزاندند تا يأس
كرمليننشينان از تسلط بر كمترين خشت مملكت ما هزاران برابر يأس
كنوني گردد و گويا چون اكثر اين فريبخوردگان، بدبخت، نادان و
قابل هدايت بودند.
خداي رحيم رحمي كرد كه شايد هدايت شوند و از راه پليد فروش دين و
ناموس و وطن به بيگانه بازگردند، و اگر حقوق خويشتن را هم
ميخواهند در سايه پيروي علي (ع) و از روي مباني الهي اسلام
بخواهند. نه اينكه به خاطر وعدههاي پوچ و بيمغز، دين و ناموس و
آزادي وطن را فداي چكمههاي ظالمانه رذلترين بيگانه كنند، پس
مملكت به خاطر اسلام و به نيروي ايمان حفظ گرديده و هر نفعي به
هر كه رسيد در پناه اسلام رسيد و اگر قانون اساسي صحيح است، اصل
دوم متمم قانون اساسي و ساير اصول آنهم صحيح است و شاه و
نخستوزير و وزرا عملاً بايد داراي مذهب شيعه و مروج آن باشند و
بايد قوانيني كه مخالف احكام مقدس خداست و به غلط از مغزهاي
پوسيده گمراهاني تجاوز كرده لغو و باطل گرديده و به عمر كثيف
منكرات و مفاسد خاتمه دادهشود و در مرحله اولي مسكرات
خانمانسوز و لُختي و بيقيدي شرمآور زنان و موسيقي شهوتانگيز
فضيلتكش و رقاصخانههاي جنايت بار و قوانين قضايي پوسيده
اروپايي از ميان برود و تعاليم عالي و احكام حياتبخش اسلام
جايگزين آنها گردد و با اجراي برنامه عالي اقتصادي اسلام، فقر و
محروميت اكثريت مردم مسلمان ايران و فواصل خطرناك طبقاتي پايان
يابد تا شاه و هيئت حاكمه قانوني، رسمي، خوشبخت و سعادتمند باشند
و بر ملتي خوشبخت و سعادتمند هم حكومت كنند و خدا و خلق خدا از
آنها راضي باشند و در اين خصوص كتاب راهنماي حقايق(برنامه
فدائيان اسلام) راهنمائيهاي لازم را با براهين كافي از سالهاي
پيش نموده است. والا تا وضع چنين است و كار بر اين منوال، قدرت
دولت و ملت پراكنده و متلاشي و متصادم با هم بوده، مملكت در
سراشيب سقوط مادي و معنوي و اخلاقي ميباشد و شاه و نخستوزير و
هيئت حاكمه حكومتشان غاصبانه و غيرقانوني است. |
تهران، به ياري خداي توانا،
سيد مجتبي نواب صفوي
منبع: کتاب
جمعيت فدائيان اسلام
بخشي
از مقاله نواب صفوي در مخالفت با انتقال جنازه رضا شاه، تحت عنوان
"صيحه آسماني نجف"
|
1-
«...مگر نه اين است كه هر روزه به طرز تازهاي
جبهه ضد دين و
ناموس، ضد شرافت؛ ضد امانت، جان و مال؛
ضد زن و فرزند،
ضد دين و ميهن
و بالاخره
ضد هستي اين ملت نجيب را هدف باران تير نموده و به نيستي
دايمي تهديد ميكند، اف بر اين بيرشدي و سكوت خائنانه و زندگي
ما كه صفحه تاريخ اسلام و ايران را ملموث نموديم! اف بر ما كه
اين چنين
لکه ناپاكي بر دامن قهرمانان و ابناي پاكسرشت اين آب و
خاك شديم، اگر رشيد بوديم، انتخاب سراسر نامشروع و قلابي ديروز
را امضاي سكوتي نمينموديم! اگر رشيد بوديم، ميدانستيم مجلس
شوراي ملي يا خانه
مغضوب ملت بيچاره جاي نمايندگان تحميلي،
دزدهاي سرگردان، بيگانهپرستها، بهترين رقاص بيناموس هرزه
نانجيبي همهچي نادرست نيست، بلكه جاي مردان پارسا و باشرف و با
اطلاع از آيين جعفري است، زيرا قواي مجریه مملكتي تحت حكومت
قواي تقنينيه و قواي مقننه، زير پرچم مكتب محمد (ص) بايستي سير
كند و به نص صريح قانون
اساسي هر آن قانوني كه مطابقت با آيين پاك آن حضرت را ندارد،
عنوان قانوني نداشته و محترم نباشد، فلذا كساني صلاحيت نمايندگي
مجلس را دارند كه آيين جعفري بدانند و از تصويب مخالف آن خودداري
نمايند.
2-
بلكه اگر رشيد بوديم، سنگر دين و ميهن را اينطور خالي نميگذارديم
تا هوس آوردن جنازه سختترين معاند اسلام و پليدترين ننگ ايران
در مغز خشك و آشوبطلب افرادي جنايت شعار و خيرهسر توليد گردد.
گرچه آنان دانسته و ما نيز ميدانيم كه خاكستر سوخته او
بازيچه بادهاي جزيره موريس است و شايان او هم همين است و ايرانيان به
هيچوجه تاب ديدن نعش ميكروبي او را نداشته، سهل است كه جو هواي
ايران، بلكه فضاي جميع ممالك اسلام تحمل و گنجايش غبار سوخته
استخوان او را هم ندارد، لكن از نقطهنظر شيطنت و ترور كردن
پيكره دين و ميهن، اين خيال خام از مخيله بعضي درندگان و
تروريستهاي عصر اتم گذشته است و
گرنه غرض، گوربهگور كردن رضا خان
نيست، بلكه ميخواهند يك پهلوي ديگري براي اين ملت مادرمرده
تراشيده و دوره ديكتاتوري را بار ديگر تجديد و بقاياي هستي دين و
ميهن ما را به كلي نيست و نابود كنند. آري ميخواهند از يك پهلوي
مرده، صد پهلوي زنده بسازند، آري ميخواهند با اين تقدير خائنانه
هزاران مزدور خيانتكار را بر عليه مجتمع بشريت حريص نموده و جان
دهند. آري ميخواهند
جبهه جنايت و ضد دين را صفآرايي نموده،
پهلوي مرامها را عليه دين و ميهن تهييج و تشويق كنند. آري ميخواهند
عوامل بدبختي و نكبت اين ملت را بهتر از اين روي كار
آورده و بر
گردن شما سوار كنند. آري ميخواهند تاريخ ايران را در هم بر هم
نموده، نسل بعدي را در اشتباه اندازند، آري ميخواهند با دهانهاي
پر باز بگويند و
بخوانند كه رضاخان شخص خائن و طماعي نبوده، بلكه جنايات و تعديات
بيست ساله او را خدمات برجسته وانموده كرده و به
خورد اين ملت دهند. آري ميخواهند تطاولات و جرائم شاه فقيد را
امانت مالي نموده و با افكار متعفنشان، خرابيهاي او را پردهپوشي
كنند، آري ميخواهند اندازة خونسردي و بيرشدي اين ملت را بار
ديگر محك زده، درجه
پيشرفت خودشان را در نقشههاي شومي كه در
سر دارند بفهمند، آري ميخواهند بيحسي و ناتواني اين ملت را بار
ديگر بر اهل عالم ثابت نموده و ما را پيش هر موجودي رسوا و مفتضح
كنند. آري ميخواهند با كمال دريدگي به مقدسات
ما پوزخند زده، بر غم انف ما امامزاده بسازند، آري ميخواهند با
اين جار و جنجال زمينهاي از براي پيشرفت هزاران افكار پست خود
چيده و با يك تير صد نشان بزنند، آري ميخواهند يك دسته خائن و
مزدور را در لباس روحاني به استقبال جنازه برده و بدينوسيله
روحانيت را مرهون و ريشخند كنند و حال آنكه هركس در اين قضيه،
كمترين مساعدتي بنمايد، جنايت و ناپاكياش بر جامعه روشن ميشود،
سهل است، ايمان او هم مورد بحث قرار ميگيرد.
3-
عجبا صحن و حرم مطهر حضرت ثامنالحجج ارواحنافداه و در و ديوار
مسجد گوهرشاد به نابودكننده هزاران زن و مرد بيگناه لعنت ميكند!
هنوز ناله مجروحيني كه زنده زنده در چاههاي تيره
مشهد مقدس
ريخته شده، به گوش ميرسد، هنوز هم هزاران
طفل يتيم و دربهدر
آنان بالغ نشده و صدها بيوهزن
تا به مرگشان سياهپوشند. هنوز زمين
اين كشور از خون رجال برجسته و نامياش مانند مرحوم
حاجآقا
نورالله، حاج آقا جمال اصفهاني، سيد حسن مدرس، آقازاده خراساني،
نصرتالدولهها، مستوفيها و سردار
اسعدها، پولادينها، شيخ خزعلها
و صدها هزار مردان زبردست و كاردان ميجوشد. هنوز تمام املاك
صفحات شمال را كه پدر مهربان به قلدري گرفته است، به صاحبانش رد
نشده و هزاران دربهدر و بينوا، در فقر و پريشاني اسيرند، صاحب
همين جنازه بود كه عصا بر سر و صورت مرحوم مدرس زد، صاحب همين
جنازه بود كه با چكمه به حرم مطهر حضرت معصومه سلامالله عليها
وارد و عالم رباني ابوذر زمان، مرحوم حاجح شيخ محمدتقي بافقي
يزدي را به واسطه
كلمهاي كه در موضوع حجاب و ناموس گفته بود، به
باد فحش گرفته و دندههاي او را به زير چكمه در هم شكسته و به
كنج زندانش انداخت. صاحب همين جنازه بود كه عمامه و عبا را از
رجال روحاني و چادر
و معجر، از زنان شما ربوده و پرده ناموستان را
در برابر نظر هر
ناپاكي دريد. صاحب همين جنازه بود كه براي ترقيات
مملكتي و اصلاح اخلاق پسران و دختران شما دستگاه كارناوال را به
راه انداخته و شناي نگفتني استخر منظريه و امجديه را تشكيل و
تئاترها و ميكدهها و شيرهكش خانهها و فاحشهخانهها را بسط و
توسعه داد.
4-
صاحب همين جنازه بود كه از لحاظ معارف پروري
حوزه علميه مشهد را
به هم زده و كثيري از دانشمندان به نام و استوانهاي علوم ديني و
اجتماعي و رزمندگان ثابت ممالك اسلامي، را كه هريك به تنهايي
جميع شئونات دنياي اسلام را حافظ و حارس بودند، از مشهد و غير
مشهد، از قبيل آيتالله ميرازعلياكبر اردبيلي، آيتالله
ميرزاصادق آقا تبريزي، آيتالله آقا سيد عبدالعظيم تبريزي، آيتالله
حاج ميرزا عبدالعلي تبريزي، آيتالله حاج ميرزا ابوالحسن انگجي،
آيتالله آقا سيد مرتضي خسروشاهي
و ... كه بعضي از اينان هنوز در
قيد حياتند و يا در تاريكي زندانها زهر خورانيده و از وطنشان
آواره و سالهاي درازي آنان را ويلان و سرگردان نمود. صاحب همين
جنازه بود كه هيكل علم و تقوا، مربي اكمل، طرفدار و پشتيبان
حقيقي دين و ميهن، مرحوم آيتالله قمي را چندي در باغ حاجسراج
محبوس و جرعههاي ناگوار خونابه جگر را به او خورانيد. صاحب
همين جنازه بود كه اساس تربيت و فرهنگ اسلامي را در هم شكسته و
به جاي آن دبستان و دبيرستانهاي مختلط و هزاران رشته هرزگي و
فساد اخلاق به يادگار گذاشت. صاحب همين جنازه بود كه كمر محاربه
با دين مقدس اسلام از هر جهت بسته، خون جميع فداكاران اين دين
مبين را پايمال و تار و پود آن را در آتش كينه و عداوت خود سوخته
و برشته كرد. صاحب همين جنازه بود كه كمر جنگ با حسينبنعلي
(ع) را تا آنجا بست كه از تعزيهداري در پشت در بند هم جلوگيري
نمود.
5-
صاحب همين جنازه بود كه شب تاسوعاي حضرت حسين(ع) را كه صد
ميليون عالم گريان و نالان است به بهانه شب تولد خود، جشن گرفته
و جمعي بدگوهر و ناپاك را با نوازندگي و خوانندگي در شوارع عام
گردانيده و مردم را به چراغاني مجبور و پيروان آل محمد (ص) بلكه
قلب چهارصدميليون مسلمان را جريحهدار نمود. صاحب همين جنازه بود
كه ثغور و حدود مملكت را از مردانكار و دلاوران نامدار پرداخته
و روح عياشي و هرزگي را به جميع اقسامش پرورانيده و زمينه را
براي بيگانه مهيا ساخت. صاحب همين جنازه بود كه به حكم «الناس
علي دين ملوكهم» هزاران هزار سفاك و بيباك دين و ناپاك، طماع و
پست ديوانه و مست بارآورده و خار راه ترقيان دين و ميهن گردانيد.
صاحب همين جنازه بود كه با تمام شئون ديني و اجتماعي اين ملت
جنگيده و در اثر مستي غرورش آبروي شش هزار ساله اين كشور را به
خاك مذلت ريخته و چه بگويم، مگر يكي دو تا صد تا هزارتاست، مثنوي
هزار من كاغذ ميشود. بلي از حق نميشود گذشت، پاي دزدان و
غارتگران را تا اندازهاي بريد ولي در عوض خودش به تنهايي دست
همه آنها را از پشت بست، در حالي كه احدي قدرت نفسكشيدن
نداشت. اينجاست كه دو دوست خويش را به گوش گذرانده،
با صدايي رعدآسا، به نمايندگي از قبل تمام درستكاران عالم، خاصه
اهل اسلام (فرياد ميزنيم كه محيط ما تحمل و گنجايش جسد اين
ناپاك را ندارد، اگرچه جسد قلابي باشد، اولياي امور كاري نكنند
كه سينهها از بغض هيأت حاكمه لبريز شده، باعث هيجان عمومي گردد.
داغ ما را تازه نكنيد و نمك به زخم ما نپاشيد). |
منبع: کتاب
جمعيت فدائيان اسلام
اعلاميه
نواب صفوي در سال 1334 در خصوص مخالفت با مشاركت ايران در پيمانهاي
نظامي با بلوك نظامي جهان
هوالعزيز
|
مصلحت
مسلمين دنيا پيوستن و تمايل به هيچ يك از دو بلوك نظامي جهان و
پيمانهاي دفاعي نبوده، بايد براي حفظ تعادل نيروهاي دنيا و
استقرار صلح و امنيت يك اتحاديه دفاعي و نظامي مستقلي تشكيل دهند.
چنديست در پي آنم كه كمتر سخن گفته در انتظار آن روزي باشم كه
خداي عزيز وسيله عمل فراهم فرموده، به آنچه معتقدم و مصلحت اسلام
و مسلمين و بندگان خدا را در آن ميبينم فقط عمل كنم. ولي گاهي
گفتن عمل است و اگر مانعي براي رسيدن سخن حق به گوش اجتماع نباشد،
سكوت جايز نيست. اخيراً سخن از پيمانهاي نظامي در ميان بوده، در
اطرافش گفتگو بسيار ميشود، بيش از هر چيز چون خداي عزيز بر ما
شرافت عالي اسلام را منت نهاده است، مسلمان هستيم، بايد مصالح
عمومي را از نظر اسلام و مسلمين بسنجيم.
عمل و فعاليت انسان تابع اراده او بوده و محرك چرخ اراده، عقيده
اوست و به هر اندازه كه برق عقيده قويتر و سوزانتر باشد، ارادهاي
قويتر ايجاد نموده، فعاليت انسان را قويتر ميكند. چنانچه دو
نفر از اهالي تهران معتقد به وجود دو منفعت مختلفي در قله دماوند
باشند، يكي معتقد به وجود صندوقي محتوي هزار تومان باشد كه براي
طيكننده راه آماده است، عقيده به اين منفعت ارادهاي به قوت اين
عقيده در او ايجاد مي كند، نيروي همين اندازه حركت به سوي قله
دماوند در وي توليد ميكند و ديگري به وجود صندوقي محتوي يك
ميليون تومان، براي طي كننده راه معتقد باشد، نيروهاي ارادهاش
هزار برابر اولي گرديده، نيروي حركت و فعاليتش نيز هزار برابر ميگردد.
بنابراين اعتقاد به خدا كه عظيم ترين و بنياديترين موضوع جهان
هستي است، با اتكا به معارف و تعاليم الهي اسلام كه دريچههاي
حقايق را به سوي انديشهها باز نموده تمام موضوعات كوچك و بزرگ
را به اجمال و تفصيل،
تحقيق و تحليل ميكند، قويترين برق
عقيده در انسان مسلمانان توليد نموده چرخ اراده را به قويترين
وجهي به گردش در ميآورد و قويترين نيروهاي فعال را ايجاد ميكند.
مضافاً بر آسايش ابدي و نعمتهاي بيپايان بهشت جاويدي كه خداي
عزيز به مجاهدين مؤمني كه مال و جان را در راه دفاع از حق و
اسلام فدا كنند وعده فرموده است دنيا و تمام منافع فاني آن در
برابر آن وعده بزرگ ناچيز و بيمقدار بوده، صاحب و بخشنده نعمتهاي
دنيا هم همان وعدهكننده بزرگ است و انسان دانا وعدههاي اين
وعدهكننده بزرگ و نعمتبخش را قابل اعتماد و قطعيتر از وعده هر
وعدهكنندهاي ميداند. به خصوص اين كه وعدهدهندههاي كوچك
مخلوق و عاجز بوده،
خودشان شخصاً يقين ندارند كه از مرگ و حوادث ساعت آينده مصون
باشند.
پس در خور وعده دادن نيستند و وعدههاي آنان سزاوار اعتمادي نيست
زيرا كه هر وعدهكنندهاي بايد قدرت ايجاد موعود خود را داشته
باشد، و او تنها خالق نعمتهاي جهان و جهانيان است كه حوادث عالم
در حيطه اراده او و محكوم به حكمش ميباشد و حيات و نعمت بي
پايان و جاويدي را كه قبلاً نمونههاي عالي آن را ايجاد و عطا
فرموده، وعده كرده است و تنها وعدههاي او قطعي بوده سزاوار
اعتماد است و بس.
بنابراين مسلمان صادق داراي قويترين نيروهاي شكستناپذير اراده و
فعاليت بوده، هميشه ممكن است عده قليلي مسلمانان راستگو از نظر
نيروي اراده و فعاليت اگر مقتضيات ديگر فراهم باشد، اركان
قويترين حكومت هاي نظامي و
متکبر دنيا را بلرزانند و دماغشان را به
خاك مذلت بمالند. پس اگر مسلمين جهان را به حال خود بگذارند كه
به سوي خدا و حقايق و تعاليم اسلام بازگشت نموده، دامان خويش را
از معاصي و شهوات و رنگهاي هوسانگيز كه قلوبشان را تيره و
ايمانشان را ضعيف نموده پاك كنند، و يك اتحاديه مستقل دفاعي تحت
رهبري رجالي مسلمان و لايق كه از روي سوابق اعمالشان ايشان را
شناخته مؤمن آنها باشند، تشكيل دهند و بدانند كه به پاي خود
قائمند و از خود و از استقلال خود و نواميس و عظمت اسلام و
مسلمين دفاع ميكنند. در آن مناظر زيباي عشق به خداي عزيز و
حقايق اسلام و رسول اكرم (ص) و آل گرامش در پي چشمانشان جلوهگر
شده با توجه به اين كه پيروزي را تنها از سوي خدا و خداي را
پشتيبان خود دانسته، مرگ و حيات را هم به دست خدا دانسته و
حقيقت حيات و زندگاني را پس از مرگ در راه خداي ميدانند، جهاني
بزرگ از عقيده و ايمان و اميد و اراده، در قطرات خون و ذرات
وجودشان به وجود آمده و بزرگترين نيروي دفاعي در آنها متمركز
گرديده و قدرت نظامي دنيا را تعديل و مانع هرگونه تجاوزي ميگردند
و در آن صورت استقرار صلح و امنيت براي يك مدت طولاني در سراسر
دنيا قطعي است.
اين بود مختصري از آنچه در اين باب معتقد بودم كه در مسافرت سال
گذشته به رؤسا و زمامداران و ممالك اسلامي شخصاً تذكر داده، به
بعضي پيام فرستادم و در اين راه موانعي است انشاالله ...، مگر
اين كه خدا بخواهد و هرچه خدا بخواهد و هرچه خدا خواست همان ميشود.
و گرچه صاحب قدرتهاي فاني دنيا غير آن خواهند و ماالنصر الا من
عندالله، پيروزي تنها از سوي خداست. |
به ياري خداوند
توانا ، سيد مجتبي نواب صفوي
منبع: کتاب
جمعيت فدائيان اسلام
نامه
به جليلوند
|
تو اين
نوكر بياراده جنايتكاران! به جنايتكاراني كه برادران مرا تبعيد
كردند بگو كه مرا هم پيش برادرانم ببرند و يا آنها را پيش من
بياورند, فوراً و سريعاً يكي از اين دو كار را انجام دهيد. اميد
است انشاء الله در دنيا به زودي و در آخرت به عذاب اليم الهي و
غضب شديد خداوند قهار گرفتار شويد. انشاء الله تعالي.
لعنه الله عليكم اجمعين.
زندان قصر خربه الله |
به ياري خداوند
توانا
سيد مجتبي نواب صفوي
منبع: كتاب فداييان اسلام, تاريخ, عملكرد, انديشه
نامه
به دکتر فاطمي

هوالعزيز
|
اسلام
من قلبي علي مولاي حجهالله الثامن السلطان عليبنموسيالرضا (ع)
پسرعموي عزيز جناب آقاي فاطمي بر شما و عموم وفاداران اسلام،
برادران عزيز هزاران سلام، نامه پرمهرتان زيارت شد، بحمدالله
همهروزه برادران پيشروي ميكنند و در روز عاشورا هم بهترين اجتماع
آبرومند با كمال پيروزي در مسجد شاه براي بيان هدف مقدس حضرت
سيدالشهدا (ع) تشكيل و نسبت به اجراي هدف مقدسشان احكام قرآن
بيانات مؤثري ايراد گرديد و آقاي «عبدخدايي» عزيز هم از زندان آزاد
گرديدند. روز به روز از لحاظ عمق و باطن اجتماع بنياد اخلاق و
معارف اسلام
بحمدالله استوارتر گرديده و پيشروي ميكنيم. و پيشروي
حقيقي ما
به ظواهر نيست بلكه به كسب رضاي خدا ثابت قدم است و از
هيچ سختي مسلمانان نبايد ناراحت شوند و بايستي ايمان پاك، تشويق
كننده جدي
آنها باشد. |
تهران،
به ياري خداوند توانا، سيد مجتبي نواب صفوي
منبع : كتاب جمعيت فدائيان اسلام |